عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )
90
كشف الحقايق ( فارسى )
خوانند . اينست بيان روح طبيعى حيوانى و روح نفسانى و كمال قالب تا بدينجاست و علم طبيعت تا بدينجاست و شركت حيوان با انسان تا بدينجاست و انسان كه مركبست از جسم و نفس كمال جسم اين بود كه گفته شد و اين روح طبيعى و روح حيوانى و روح نفسانى از عالم اجسامند اما اجسام لطيفهاند و هر يك از يكديگر لطيفترند و مراد از قالب انسان و مقصود از تركيب قالب انسان اين روح نفسانيست كه زجاجه نفس ناطقه مىگردد و آينه فيض فلكى مىشود و از ديگر حيوانات بنفس ناطقه ممتاز مىشود . و گفته شد كه نفس ناطقه در قالب انسانى نيست متعلقست بقالب تعلق التدبير و التصرف و اين تعلق و تدبير نفس ناطقه بهواسطه روح نفسانيست كه بجوهر فلكى نزديكست و وقت اين تعلق معين نيست بر تفاوت است از جهت آنكه از آن روزباز كه روح نفسانى پيدا مىآيد وقت اين تعلقست تا بچهل سال و چون از چهل سال در گذشت و اين تعلق پيدا نيامد منبعد پيدا نيايد . و هر كرا مزاج به سلامت بود و باعتدال نزديكتر باشد على الخصوص در مزاج دماغ او خللى نباشد اين تعلق هم در شكم مادر پيدا آيد و بعضى كس چون از مادر بزايند اين تعلق پيدا آيد در يك سالگى و دو سالگى و سه سالگى تا هجدهسالگى كه وقت بلوغست و در اغلب ازين وقت در نگذرد مگر مزاج آنكس سليم نباشد يا در دماغ او خللى باشد . فصل بدانكه بعضى گفتهاند تعلق نفس ( را ؟ ) وقتى معين است و جمله در شكم مادر بعد از چار ماه پيدا مىآيد . اما پيدا آمدن عقل را وقت معين نيست تا چهل سالگى وقت آمدن عقلست و چون از چهل در گذشت و پيدا نيامد من بعد نيايد . و در اغلب در هشتده سالگى كه وقت بلوغست پيدا آيد و به نزديك اين طايفه نفس ديگرست و عقل ديگر چنان كه در بيرون چشم بهواسطه آفتاب ادراك چيزها مىكند : در اندرون نفس به مثابه چشمست و عقل